ناامید کوچهها کی ناامیدت میکند؟
محسن عرب خالقیپسندیدن5
بازدید2K
ناامید کوچهها کی ناامیدت میکند؟ دست و دل باز مدینه، دست خالی آمدم هرکجا رفتیم دیدم کار دست مجتبی است بشکند دستم گر نباشد دست به دامان حسن کربلای اربعینم را حسن امضا کند (میروم مشهد خیابانها شلوغ میروم در قم شبستانها شلوغ اربعین هم کل ایوانها شلوغ کربلا هم کل ایوانها شلوغ اربعین حتی بیابانها شلوغ هیچ کس مثل تو بیزوار نیست غریب آقام غریب آقام غریب آقام یه مدینه، یه بقیع، یه امام ولی حرم نداره سینه زن ها کسی نیست تا بالا قبرش یدونه شمع بذاره غریب آقام غریب آقام غریب آقام زیر ایوان نجف من زیر لب گفتم خدا پس کی آخر مینشینم زیر ایوان حسن آرزو نیست، رجز نیست، من آخر روزی (وسط صحن حسن، سینه زنی خواهم کرد)۲ از تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله کرد و آن تشت را ز خون جگر با غ لاله کرد (خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت)۲ در خانه شدم کینه همسر دیدهام مسجد رفتم طعنه به حیدر دیدم از خانه و مسجد که رها میگشتم در کوچه شدن قاتل مادر، دیدم میان طعنه مغیره به کوچه گفت حسن سلام گرم مرا نزد محضر پدر برسان