میکشد سوز آهت
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید1.2K
(میکشد سوز آهت غربت در نگاهت)2 (ای که شد دشمن تو سپاهت خانهات هم شده قتلگاهت)2 من فدای درد و آهت قبر بی شمع و چراغت (ای حسن جان، ای حسن جان)2 ای که در کودکیها شکستی محرم راز زهرا تو هستی بار غم را کشیدی از همه دل بریدی کس ندیده است آنچه تو دیدی از همان کودکی مو سپیدی تا که سیلی زد نشانه گم شد آنجا راه خانه (ای حسن جان، ای حسن جان)2 پارههای جگر بر لبت بود غصهات غصهٔ زینبت بود گرچه جان میسپاری خوردهای زخم کاری این شب آخر روضه داری تو برای حسین بیقراری من فدایت ای برادر بی کفن ماندی تو آخر (ای حسن جان، ای حسن جان)2 (ای که از همدمی بی نصیبی)2 من ندیدم شبیهت غریبی