نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میشدش آب بدین، نخواستین این همه زدین، یه لحظه وایستین پیرهنی که دادین به دستم نه گریبان داره، نه آستین پیراهن تو عطر تو رو دیگه نداره (بوی نعل میده)٣ این پیرُهن غرقِ به خون و پاره پاره (بوی نعل میده)٣ اون نیزه شکسته ای که تو دستِ سنانه (بوی خون میده)٣ اون عقیق کهنهای که دستِ نیزه داره (بوی نعل میده)٣ آه عزیز خواهر، کی حنجرت رو بگو بریده (آه گلو بریده)۳ بعد تو رنگ آبُ دیدم گریههای ربابُ دیدم گریه کردم به یادِ بابا دور دستم طنابُ دیدم من واسهی انگشتر کهنهی شکسته ات (گریهها کردم)٣ لحظهی وداع برای اون نگاه خسته ات (گریهها کردم)٣ من کنار پیکر تو بِین شیب گودال (روضهها خوندم)٣ من برای زخمِ باز اون سرِ نبسته ات (گریهها کردم)٣ شمر جلوی چشمم سر تو رو مو به مو بریده (آه گلو بریده)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد