میسوزه پهلوی من
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن11
بازدید6.6K
میسوزه پهلوی من دیگه جونی نمونده تو زانوی من رنجوره بازوی من ناسزا میگه نامرد تو روی من کشته من رو دیدنِ این زندانبانِ یهود بَدجوری سیلی زده، چشمامو کرده کبود وای مادر، وای مادرم... هر شب گریونه چشمام برا روضهی آقایی که بیسره میگم هر شب به خودم تختِ پاره که از بوریا بهتره قلبم به حس مادرم، هِی داره شور میزنه میسوزه عباسِ حسین، آخه تو گودال بیکفنه تو مقتل نیمه میزد، همه اسبارو نعل تازه زدن طوری غارت میکنن که براش نمیذارن یک پیروهن رو تلّ زینبیه، خواهرش دلواپسه همشون منتظرن، تا مادرش برسه **** همه منتظرن، مادرش برسه کاش صدای برادر، به خواهرش برسه دست قاتل اگه، به سرش برسه آخ خدا به داد موی دخترش برسه سیّدالشهدا، سیّدالشهدا، یا مُقطّعُ الاعضاء مونده روی زمین، پیکرِ تو رها، السَّلام علی مَن دفن اهل القری خواهرت اگه نیست، رفته شام بلا ریگ و رمل بیابون، برات گرفته عزا سیّدالشهدا، سیّدالشهدا