میرسن از راه روی لبها آه
جواد مقدمپسندیدن5
بازدید1.6K
میرسن از راه روی لبها آه پُرِ دلشوره شدن آلالله تو سینهشه یه دردی که انتها نداره تو این مسیر یه دونه درد آشنا نداره (غمش شده بیحساب)۲ جدایی واسه زینبش دشواره همین جا میشه خواهرش آواره تموم هستی شو میده یکباره وایِ من حسینِ من، حسین عزیزِ مادر... **** چه هراسونه، خیلی حیرونه داره بیبیجان روضه میخونه داداش عزیزِ من خدا نیاره ازت جدا شم اینو میخوام کنار تو هر جا هستی باشم (داداش دلم میشکنه)۲ عزیزِ مادرم اباعبدالله یه غربت عجیبی داره این جا نگو که میری و میمونم تنها، وایِ من حسینِ من، حسین عزیزِ زهرا... **** غصّه بسیاره، آخرِ کاره تو همین صحرا میشم آواره جلو چشام سرت رو میبُرّه شمرِ کافر برادرم برات بمیرم غریبِ مادر (سرت میره روی نِی)۲ ببین که قلب من پُر تشویشه حرم بدون تو پُرِ آتیشه رو پیکر تو نیزهها جا میشه، وای من حسینِ من، حسین عزیزِ مادر...