میخواستی بری آب بیاری ولی نشد
ابوذر بیوکافیپسندیدن18
بازدید900+
میخواستی بری آب بیاری ولی نشد رو قلبم تو مرهم بذاری، ولی نشد **** خمیده خمیده رسیدم به تو شکستم شکستم دَمِ جسم تو عزیزم عزیزم شبیه تنت بریده بریده میگم اسمتو **** دامن کِشان رفتی دلم زیر و رو شد چشم حرامی با حرم روبهرو شد بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم آب به خیمه نرسید، فدای سرت حسین قامتش خمید، فدای سرت