میبینم عمومو، میگه یار ندارم
حسن عطاییپسندیدن38
بازدید6.2K
میبینم عمومو، میگه یار ندارم ببین عمه جانم چه قدر بیقرارم باید از تو مقتل عمومو بیارم باید مثل داداشم فدای آقام باشم جدا شد دستم تا که منم مثل سقا شم از عمه خودم رو بریدم، دویدم دویدم دویدم تا که توی مقتل رسیدم عمو جان، عمو جان، عمو جان ***** کریمم شبیه بابام توی هر حال اگرچه ندارم حالا مال و اموال میخوام که ببخشم جونم رو تو گودال باید واسهات پرپر شم شبیه تو بیسر شم سهشعبه آورده تا منم مثل اصغر شم چه قدر حرمله کینهتوزه گلومو به جسمت میدوزه داره حنجر من میسوزه از عمه خودم رو بریدم، دویدم دویدم دویدم تا که توی مقتل رسیدم عمو جان، عمو جان، عمو جان ***** عدو میدوید و منم میدویدم چه قدر من به موقع به مقتل رسیدم تو رو با محبت به آغوش کشیدم سر ما میشه جدا جلو چشمای زهرا مثل اکبر جسم ما میشه تقطیعالاعضا دل خواهرت غم گرفته دل آسمون هم گرفته ببین مادرت دم گرفته بنی بنی بنی قتلوک عطشانا ذبحوک عطشانا ای حسین، ای حسین