میگه بسم الله و میره روی منبر
ابوذر روحیپسندیدن6
بازدید400+
میگه بِسمِ الله و میره روی منبر جلوه کرده بابا در چشم زینب لا یُمکِنُ الفرار از تیغ حیدر لا یُمکِنُ الفرار از خشم زینب کل کاخ اُمَوی در اختیارش بوده ذکر یاعلی فقط شعارش هر کی اومد پیش تو قد عَلَم کرد دیگه با یه اُسکُتو تمومه کارش سیده زینب، فنبلده زنیب اَسَدُاللهِ بنتُ الاَسَده زینب عَلَم از دستای تو که نمیاُفته عَلَم حسینه بالا به یَده زینب * میگه بِسمِ الله و میره روی منبر جلوه کرده بابا در چشم زینب لا یُمکِنُ الفرار از تیغ حیدر لا یُمکِنُ الفرار از خشم زینب دست حق، دست علی همیشه یارش یا عقیلةُ العرب در انحصارش بعد زینب به خدا ندیده عالَم زنی و به عزت و به اقتدارش عصمته زینب، نجابته زینب مانده عقل عالَم در حیرت زینب تا تو رو میبینه میگه اباالفضل روحی وَ نَفسی فِداکَ حضرت زینب