میرم آخرش یه روزی میمیرم
حسن عطاییپسندیدن45
بازدید2.2K
میرم آخرش یه روزی میمیرم قاب میشه رو طاقچه تصویرم چشم به آینده نمیدوزم دور نیست از حفره گور نیست قده یک روزنه هم نور نیست میخونم برای اون روزا زیر لحد میترسم آقا وقتی میرن همه رفیقا داخل قبر اشک نمیریزم منتظرم بیای عزیزم تنهای تنهام آقا هیچی نمیخوام آقا فقط بذار وا بشه دستام آقا بازم با دست سردم با هروله میگردم دور تو که سینه برات سرخ کردم یا اباعبدالله... گیرن عزیزام خاکم کنن میرن سراغ منو نمیگیرن میدونم اون روزا نزدیکه جا نیست توی قبرم چیزی پیدا نیست فرقی بین شب و روزا نیست زیر خاک همیشه تاریکه ای مونس بیکس و کارا تنهام نذار به جون زهرا تو مزهٔ غربت چشیدی تنهاییِ گودالو دیدی یار وفادار ارباب همیشه غمخوار ارباب از دهنم پنبه رو بردار ارباب اگه بتونم ارباب بدی امونم ارباب میخوام برا خودت بخونم ارباب یا اباعبدالله... ای داد ذوالجناحت از رمق افتاد عالمی از حرکت ایستاد رگ قلبت رو سهشعبه زد خالی شده زین اسب ز خون یاری آخه زخمی ته گودالی چه بلایی سرت اومد هر کس میزد آروم نمیشد کشتن تو تموم نمیشد شمر لعین یهو هوار زد جمعیتو با دست کنار زد اول عباشو تا زد به صورتت با پا زد یواشیواش آستینشو بالا زد یا اباعبدالله...