میباره از چشای بارونی
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن56
بازدید12K
میباره از چشای بارونی بارون نم نم و پشیمونی تو این شبای خوب مهمونی الهی العفو، الهی العفو شکسته قلبمو مثل بالم پروندهی سیاه اعمالم پر از گناهم و چه بدحالم الهی العفو، الهی العفو تو این شبا وقت مناجاته وقت پناهه و عباداته پناه من رقیه ساداته الهی العفو، الهی العفو قسم به دختری که گریونه به گیسوانی که پریشونه یه دختری هی روضه میخونه بابا بابایی خوش اومدی تو از سفر بابا تو رو خدا منو ببر بابا کجای یهو تو بیخبر بابا گذاشتی رفتی دیگه تموم گریه و زاری تموم این شبای بیداری آخه نگفتی دختری داری گذاشتی رفتی نذار بازم بِهِم جسارت شه همین لباس پاره غارت شه منو ببر که عمه راحت شه بابا بابایی نبودی از همه کتک خوردم یهجوری زد که عمه گفت مردم