مگه من مادر چندتا پسرم؟، که کشتنت
سیدمهدی میردامادپسندیدن8
بازدید2.8K
مگه من مادر چندتا پسرم؟، که کشتنت تازه دندون درآوردی اصغرم که کُشتنت هنوزم بعضی شبا خواب میبینم شیر میخوری هنوزم نمیشینه تو باورم که کُشتنت هی میگفتم با خودم، عصای دستم اصغره پیر شدم من و سرِ مزارِ جدش میبره کاش میشد فقط یه بار موی تو رو شونه کنم میمیرم اگه یه بار گونههاتو بو نکنم (علی لای لای پسرم)4 *** مثه یه قرآنِ جیبی، بودی تو دستِ بابات رفتی و فقط میگفتم که خدا پشت و پنات الهی هیچ کی تو آغوشِ باباش شهید نشه الهی هیچ مادری اینقده نا امید نشه اونا که به برقِ سکههای کوفه دل خوشید خودتون بچه ندارید مگه، بچه میکشید هرکی خواست بخونه از من، توی روضه یا کتاب اولش آه بکشه بعد بگه بیچاره رباب حرمله غذای من یه عمره خونِ جگره من نمیگذرم ازت، خدا هم از تو نگذره (علی لای لای پسرم)4 ***