مژده دادند مسیحای مسیحا آمد
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید3.6K
مژده دادند مسیحای مسیحا آمد عشق در خانه ی ارباب به دنیا آمد صوت تکبیر ملائک دو جهان را پر کرد نکند روی زمین حی تعالی آمد در شب جلوه نمایی علی بن حسین حال لبهای من از ذکز علی جا آمد آن چنان مثل محمد شده که می گویند شأن نازل شدن سوره ی طاها آمد با تماشای علو درجاتش از عرش اسم زیباش به دنبال مسمّا آمد پی توصیف خم گیسوی او نستعلیق پی تعریف قدش خط معلا آمد ذوالفقار اسدالله به وجد آمد وگفت کیست این شیر که با هیبت مولا آمد مثل عیسی که به پای علی اکبر افتاد مریم از عرش به پابوسیِ لیلا آمد گفت یا فاطمه، عباس از اول اما این پسر با دمِ یا زینب کبری آمد تا که تکمیل شود شادی فرزندانش به مبارک بادش حضرت زهرا آمد نه فقط مثل محمد شده و عینِ علی مجتبایی است که در هیئت سقا آمد بخل ورزیدن او را احدی دید، ندید هر چه در محضر او دست تقاضا آمد دانش آموخته ی فاتح جنگ جمل است وقت پیکار اگر این همه توانا آمد هی به مرکب زد و دیدند که جبرئیل امین لافتی گفت و علی از پی الا آمد مردها شیونشان مثل زنان گشت بلند نوه ی شیر چو در عرصه ی هیجا آمد زد به لشگر نه بگو رفت سوی گندم زار داس برداشت چو دهقان پی سرها آمد همه یادِ احد و بدر و حنین افتادند با بلایی که سر لشگر اعدا آمد ورقِ واقعه برگشت که ناگاه به گوش ناله ی یاابتا از دل صحرا آمد از ابالفضل بپرسید که با ضرب عمود چه بلایی به سر آن صورت زیبا آمد بسکه پیچید به هم پیکر ارباً ارباش پدرش در سَدَد حل معما آمد *** خواستم تا بغل کنم بدنت ريخت از لاى پنجه ها تنت آبرويم ميان لشگر رفت از جگر لحظة صدا زدنت يوسفم گير گرگ افتادى پنجه پنجه شدست پيرهنت جگرم ريخته بهم چه کنم با تماشاى دست و پا زدنت چه کنم تا کمى نفس بکشى چه کنم وا شود کمی دهنت از لبت خون لخته مى پاشَد مثل جان دادن عمو حسنت ***