موندی بلاتکلیف
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن28
بازدید9.1K
موندی بلاتکلیف داغ تو پیرم کرد روزِ بیابون داغ، شبِ بیابون سرد کسی نیست شبا چیزی بندازه روت هنوز خون تازه میاد از گلوت لباست رو بردن بره آبروت بی آبرو شه لباس کهنتو میخواد کجا بپوشه هلهله میکرد پیرهنتو میبُرد و بازم گله میکرد حیا نداره که لااقل عباتو رو تنت بذاره ای عزیز دلم ای حسین شهیدم به خدا که بریدم ای عزیز دلم سخته بگی تشنمه با نیزه جواب بدن حتی نمیخوان که بهم آب بدن حسین، حسین، حسین...