نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

موقع تنها شدنه حسین پاره شده پیراهنِ حسین زخم نشسته به تن حسین خنجره روی گردن حسین قربونی من آب نخورده آبش بدید هنوز نمرده جنگیده توو گرما و گرسنهاس دخترش براش غذا آورده (مَنحورٌ فِي الوَرى اى خدا (چی میبینم خدا؟ ای خدا)۲)۲ شلوغ شد دور و بر حسین شمر اومد بالا سر حسین حسین سجده کرده بود رو خاک پاش رو گذاشت رو کمر حسین با پا برگردوند و خندید رو سینه نشست و آب نوشید مثل فاطمه گوشهی گودال زینب همهی اینا رو میدید (بین نامحرما ای خدا (چی میبینم خدا؟ ای خدا)۲)۲ مَنحورٌ فِي الوَری خدا چی میبینم خدا؟ ای خدا قربونی من آب نخورده آبش بدید هنوز نمرده مونده به زیر دست و پا حسین نفس نمیکشه چرا حسین؟ از بس که نیزه رفته توو تنش گمشده زیر نیزهها حسین تیغ افتاده توو دست جلّاد صید افتاده زیر پای صیّاد اون مویی که زهرا شونه کرده حالا توی چنگ شمر افتاد سر رفت رو نیزهها ای خدا (چی میبینم خدا؟ ای خدا)۲ آتیش زدن به خیمهها سر حسین به نیزهها سر حسین به نیزهها خدای من خدا خدا خدای من، خدای من سر بریدن بچّهام و رو پاهای من (بُنَیَّ، بُنَیَّ)۲ ***** یادش بخیر، موی تو را شانه میزدم افتاده دست شمر همه خاطرات من
هنوز نظری ثبت نشده