مهر شما دردل عاشق فتاد
عباس طهماسب پورپسندیدن9
بازدید2.4K
مهر شما در دل عاشق فتاد خیر دو دنیا به من این فیض داد باب کرم هستی و باب المراد «أسئلک بجودک یا جواد» تکرار تا که توسل به تو آغاز شد هرگرهی داشت گدا باز شد ای نمکِ سفرهی سلطانِ توس محضر تو خیر مَلک خاکبوس آیینهی صورت شمس الشموس دلخوشیِ عمر أنیس النفوس ای علی اکبر ملیحِ رضا حلقهی موی تو ضریح رضا جود تو شد مظهر کلّ صفات نام تو فتاح همه مشکلات نازترین تک پسرِ کائنات حق بده بابات بمیرد برات بوسه ز لبهای تو کار رضا «ای همهی دار و ندارِ رضا»تکرار گوشهی حجره شده جایت چرا مرگ شده ذکر و دعایت چرا بسته شده راه صدایت چرا آب نیاورده برایت چرا شعله به جان و دل زهرا نکش جان رضا روی زمین پا نکش ضربه به حیثیت افلاک خورد رنگِ کبودی به رخی پاک خورد موی به هم ریختهات خاک خورد داد زدی دور لبت چاک خورد با جگر سوخته پرپر زدی بر درِ حجره چقدر سر زدی خون ز لبِ خشک تو پاشید وای لحظهی پرپر زدنت دید وای چشم به چشمانِ تو خندید طشت زنان دور تو رقصید وای شعله به جان تو چنین ریخته آب به پیش تو زمین ریخته آب نخوردی درست، بدنت پا نخورد یک نخی از پیرهنت پا نخورد در تهِ گودال تنت پا نخورد مثل حسین بر دهنت پا نخورد یا حسین دیدهی تر داشتی هرچه سرت آمده، سر داشتی چنگ به موی سرش انداختند روی تنِ بیسرِ او تاختند خیل زنان رنگ ز رخ باختند پیکر غارت زده نشناختند عمهی سادات زمینگیر شد بر سرِ بوسیدنِ رگ پیر شد طول کشید از نفس افتادنش حنجر پاشیده روی دامنش عدهای اعراب دمِ رفتنش با کتک از کرببلا بردنش