تصویر حنیف طاهری - مهر دارد، عتاب هم دارد

مهر دارد، عتاب هم دارد

[ حنیف طاهری ]
مهر دارد عتاب هم دارد
رحمت بی حساب هم دارد

عشق تصویر جمع اضداد است
سُبحه دارد شراب هم دارد

عشق تنها گلاب و گلشن نیست
این گلستان سراب هم دارد

غیر از این خانه هر کجا بروی
رو زدن اضطراب هم دارد

این در اما سوای هر جایی‌ست
سائلش جای خواب هم دارد

به هوای علی اگر باشد
مستی ما ثواب هم دارد

به من از جام لطف او بدهید
تشنه رویای آب هم دارد

آمد از راه آنکه همراهش
خواهش مستجاب هم دارد

قبل خواهش همیشه لطف زیاد
قبل پرسش جواب هم دارد

همه را می‌خرد خودش هرچند
قدرت انتخاب هم دارد

آمد از راه با سحیفه‌ی عشق
این پیمبر کتاب هم دارد

سر ما زیر دین آمده است
علی ابن الحسین آمده است

سجده‌اش اعتبار سجاده
خاک پایش وقار سجاده

او قدم رنجه کرد و پایان یافت
عاقبت انتظار سجاده

زیر پای امام افتاده
ای خوشا روزگار سجاده

مُهر تربت گرفته در آغوش
سینه‌ی بی قرار سجاده

اهل بالا به گِردش‌اند هنوز
صبح و شب در مدار سجاده

پای درس مکارمش جبرائیل
می‌نشیند کنار سجاده

با ابوحمزه هر سحر از کف
می‌رود اختیار سجاده

شاهد سجده‌های طولانی‌ست
چشم‌های خمار سجاده

پای هر ناله‌اش روان شده است
اشک نقش و نگار سجاده

التیامی به درد ما ای کاش
برسد از غبار سجاده

بنویسیم حضرت سجاد
یا خداوندگار سجاده

صاحب منبر دعا سجاد
و السلامٌ علیک یا سجاد

لب و دندان ما ثناخوان است 
جان ما هدیه‌ای به جانان است 


بی‌تعارف به دوست دل بستیم
عاشقیم از شما چه پنهان است

عَجَزَ الواصفونَ انْصِفَتِک
راه ما تا شما فراوان است

ما عرفناکَ حق مَعرفت
سائل تو کجا پی نان است

دور از خاک پای تو به لبم
آنچه هر لحظه می‌رسد جان است

چه نیازی به این و آن شأنت
برتر از این و افضل از آن است

روز کوتاه دوری‌ام از تو
شبِ طولانی زمستان است

قطره‌ای از فضائلت دریاست
نَمی از گریه‌ی تو باران است

برکت خنده‌ی تو بود اگر
همه‌ی شهر ما مسلمان است

هرچه باشد تو از همین خاکی
مادرت از دیار سلمان است

صحبت انتخاب اگر باشد
انتخاب حسین ایران است

مادرت افتخار این وطن است
شهربانوی سرزمین من است

آسمان تو بیکران باشد
خاک پای تو آسمان باشد

سرتر از هر سری‌ست در عالم
آن سری که بر آستان باشد

تا نگاه تو سرپناه من است
چه نیازی به دیگران باشد

ای امام غروب عاشورا
زخم چشم تو روضه‌خوان باشد

پای سی سال اشکِ خونینت
اشک هفت آسمان روان باشد

کاش افسانه باشد آن مَقتل
کاش این روضه داستان باشد

اگر در هجوم یک لشگر
تن تب‌دار ناتوان باشد

در پی خاتم سلیمانی
خیره چشمیِ ساربان باشد

آه از آن دم که بر لب قرآن
بوسه‌ی چوب خیزران باشد

قل و زنجیر دست و پای حرم
گریه می‌کرد در عزای حرم

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام سجاد (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام سجاد (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد