مهربان ترین حسین شاه دین
حنیف طاهریپسندیدن9
بازدید2K
مهربانترین، حسین شاه دین از بالای زین، افتادی زمین، مهربانترین تو روی خاکم آسمون بودی وقتی توو گودال غرق خون بودی با نیزهها هم، (مهربون بودی)۳ تو فکر هدایت خلقی توو این جنگ آغوشت برا همه بازه، حتّی سنگ (آه (ابی عبدالله)۳)۴ افسوس از تنت، از پیراهنت نشناختم تو رو، وقتی کشتنت، افسوس از تنت دل رئوفت که پر از درده حتّی حساب شمر و هم کرده توو قتلگاه دوست داشتی برگرده، (خواستی برگرده)۳ سنگها هم اگه تو میخواستی میشد لعل آغوشت برا همه بازه، حتّی نعل تو فکر هدایت خلقی توو این جنگ آغوشت برا همه بازه حتّی سنگ (آه (ابی عبدالله)۳)۲