من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را
سید جواد ذاکرپسندیدن12
بازدید1000+
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را گاهی گذر کن سوی من تا در گذر بینم تو را سنگ تو را به سینه زدن عزّت من است نوکر همیشه تکیه به ارباب میکند افتاده بر خاک درت خوش آن چه آیی بر سرم تو زیر پا بینی بالای سر بینم تو را گفتم چه شد آن دل ، من زار ربودی برداشت زیر زیر قدمش داد به دستم افتاده بر خاک درت خوش آن چه آیی بر سرم تو زیر پا بینی بالای سر بینم تو را صد بار آیم سوی تو تا آشنا گردی به من هر بار از بار دگر دیوانه تر بینم تو را هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود آی عقل بی خرد دنیا کجا لیلا کجا عشرت دنیا کجا یک خندهی مولا کجا نام تو ورد زبان من یابن الحسن سوی تو داد امان من یابن الحسن حجت ابن الحسن کجایی مُردم از این غم جدایی ای عزیز زهرا ای که ز تاب و توان از تو ندارم نشانی مایلم بشنوم صدایت عاشقم عاشق لوایت هرکس بیند آن جمالت میکند عمری تماشا ثبت است بر دل ما نام قشنگ مهدی شد با صفا دل ما از آب و رنگ مهدی دل خانه ایست یاد خدا کدخدای او سرد از محبّت همه گشتن هوای او از چاکهاست حنجره ی دلگشای دل از داغ هاست باختهی دل گشای دل از دوده ی عداوت و جهل است ظلمتش شمع محبّت آمده ظلمت زدای دل یعنی محبّت شه کونین مرتضی کفراشت عَلَم لافتای او شد با صفا دل ما از آب و رنگ مهدی در خانهی دل ما برپاست کعبهی او در کلّ عالم عشق غوغاست خندهی او ما شهرهی جنونیم عاقل نمیشناسیم در بحر عشق مهدی ساحل نمیشناسیم مُهر ولایت او خوردهست بر دل ما مهدیه گشته بر پا در کشور دل ما سلطان عشق مهدیست ما بندهی غلامش او ساقی ولایت مستیم ما ز جامش یک گوشهی نگاهش دارد شرف به عالَم نور وجود مهدی داده شرف به آدم