من چهل سال عزادارم
حاج حسین سازورپسندیدن12
بازدید2.7K
من چهل سال عزادارم بر دلم غصهها دارم گریه شده کارم دیدهام داغ عظمی را بین صحرا بدنها را پیکری بیکفن مانده به صحرا را (وا حسینا ابا المظلوم)۴ با دو چشمم چهها دیدم غارت خیمهها دیدم راس جدا دیدم آیهآیه همه قرآن شد به زیر سم اسبان بوسه دادم به رگها با لب عظشان (وا حسینا ابا المظلوم)۴ عمه را دیدهام مضطر مانده تنها و بییاور در بین یک لشکر روی دشمن به او وا شد محمل او تماشا شد بین هر کوچه و بازار چه بلوا شد (وا حسینا ابا المظلوم)۴ خاطرات بدی دارم میدهد یادش آزارم خورده گره کارم بوسهی خیزران دیدم بزم نامحرمان دیدم قامت عمهی سادات کمان دیدم خواهرم گوشهی ویران بوسه زد بر لب عطشان پیش چشمان من داده رقیه جان (وا حسینا ابا المظلوم)۴