نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

من چشم انتظار، عمه بی قرار بابا جون بیا، تنهامون نذار بیا غروب عمرم شده قدِ كوچیك من خم شده بیا بابا دستامو بگیر (كه سوی چشمام كم شده)2 كاری كن براُی من، عمه شد عصای من بابا مرهمی بذار، رو تاولای پای من بابایم حسین، بابایم حسین قربون نگات، زخمیه چشات پر خونه چرا، بابا جون لبات چرا كبوده پلك ترت پر از غباره موی سرت چشاتو بابا رو هم بذار می خواد بمیره دخترت بیزارم ز شهر شام، زهراییه ناله هام می میرم بدون تو، می خوام منم با تو بیام
هنوز نظری ثبت نشده