من پسر فاطمه ام
شهید حسین معز غلامیپسندیدن17
بازدید2.3K
من پسر فاطمهام، خونجگر فاطمهام تو جوونی جون میدمو همسفر فاطمهام اسم من از زهر جفا میسوزه مادر بخدا غصهخور داغ تواَم تا روز آخر بخدا از شرار زهر کینه پیکرم آتش گرفت از جفای همسرم خاکسترم آنش گرفت همدم ناآشنایم قاتل جانم شده از جسارت از پا تا سرم آتش گرفت پیکرم آتش گرفت پا تا سرم آتش گرفت.. قلب منو میسوزونه دشمن دیرینهی من مثل در خونهی تو شعلهوره سینهی من وقتی یاد تو میکنم درد خودم یادم میره آخه گل پرپر تو به غصهی تو اسیره با کنیزان خنده بر لب دارد و کَف میزند قلب من از خندههای همسرم آتش گرفت در میان هجرهام پا میکشم روی زمین از شرار تا بسترم آتش گرفت بسترم آتش گرفت پا تا سرم آتش گرفت... مسموم وا اماما شهید وا اماما...