من پارهای از نور مصباح الهدایم
سیدمهدی میردامادپسندیدن13
بازدید3.8K
من پارهای از نور مصباح الهدایم من چشمهی جوشانی از خون خدایم سیارهای در دامن شمس الضحییم قربانی راه شهید کربلایم شمشیر برّان علی مرتضییم من قاسمم نجل امام مجتبییم من سیزدهساله، عزیز دو امامم درسایهی خورشیدم و ماه تمامم سر تا قدم آئینهی خیرالانامم بین بنیهاشم درخشیده است نامم از خردسالی کودکی رزمنده بودم تنها به امید شهادت زنده بودم از مهر مولایم حسین آکنده بودم از شوق جانبازی خود طوفنده بودم تا عاقبت بردند سوی کربلایم من قاسمم نجل امام مجتبییم آن شب که خیل عاشقان آماده بودند پیش از شهادت جان به جانان داده بودند سرمست یک پیمانه و یک باده بودند باهم در آغوش خدا افتاده بودند *** گل طوفان سواری وای بر من تمام عشق یاری وای بر من علی اکبر که جوشن داشت آن شد تو که جوشن نداری وای بر من)