من و این زخمایِ كاری
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن3
بازدید1.2K
من و این زخمایِ كاری تو و این اشكهایِ جاری دیگه حق داری منو به جانیاری منو اینجا تنها نگذار، زندگی، به كامِ من نیست به خدا، خدانگهدار، جوابِ سلامِ من نیست (بابا، حسین 3) كبوده چشم ترِ من، بگو ای مسافرِ من سرتو زخمی تره یا پیكرِ من تو غم و غصه اسیرم، ندارم، راه نجاتی شبیهِ زهرا دعامِ، الهی عجّل وفاتی (بابا، حسین 3) می شینم كنج خرابه، روپاهام ردطنابه بی علمدار جایِ ما بزمِ شرابه بگو به عموم ابالفضل، یا همین، حالا می میرم یا كه بادست شكستم، علمش رو پس می گیرم (بابا حسین3)