من همان زائری که میدانی
حنیف طاهریپسندیدن9
بازدید2.6K
من همان زائری که میدانی بیقرار از تب پریشانی مردی از خانوادهی سلمان عاشقی از تبار ایرانی آی یا مولا... از نگاهت برات میریزد سِرّ صبر و صلاة میریزد دستگیرِ همیشهی عالم از رکوعت زکات میریزد از کراماتِ دست تو رزقِ همهی کائنات میریزد لب اگر وا کنی زمین و زمان هستیاش را به پات میریزد تشنهی خاکبوسیِ نجفم خاک راهت برات میریزد آی یا مولا... عشق و روح و روان پیغمبر ماه هفت آسمانِ پیغمبر تار موی تو عُروة الوُثقی به تو بستهست جان پیغمبر ساقیِ کوثر رسولالله پدرِ خاندان پیغمبر جانشینیِ حق فقط با توست که تو داری نشانِ پیغمبر کوثر وصف تو شنیدن داشت دَم به دَم از زبان پیغمبر: أَنت خَیرُ البَشر علیجانم مَن أَبی قَد کَفَر علیجانم آی یا مولا... کعبه و زمزم و صفا حیدر مروه و مشعر و منا حیدر قبلهی مسجدُ الحرام، علی صاحب خانهی خدا حیدر السلام علیک یا مولا السلام علیک یا حیدر یثرب و کاظمین و سامرا نجف و توس و کربلا حیدر آی یا مولا... روشنیِ عبادتِ زهرا قامت تو قیامتِ زهرا و غدیرِ نگاه روشن تو بهترین روز حضرت زهرا گفت مختصّ شیعیانِ تو است روز محشر شفاعت زهرا آی یا مولا...