من نوادهی علیام، قاسمِ حسن
مهدی اکبریپسندیدن6
بازدید700+
من نوادهی علیام، قاسمِ حسن این لباس جنگم من یک عبا به تن کی منم منم کرده؟ این شما و من های منم منم شیرِ حسن پیش من دَم از کسی نزن فرزند اَزرق تو رگامه خون علوی حافظم خدای نبوی، فرزند اَزرق میره به سمت اولین پسر، اَزرق نظاره میکنه تیغش به سمت دومیه و اَزرق اشاره میکنه چهارتا پسر به خاک و خونن این ازرق چه چاره میکنه (بچهشیر مجتبی یا قاسم)... **** من فداییِ عمومم ای سپاهیان قلب من مثال آهن، شیرم و ژیان ابن سعد بگو دوباره چند نفر بیان این لباسِ بخته به تنم غرق خون چه حینِ کفنم من با حسینم، مرگ برام عین عسله حاضرم، ندارم عجله، من با حسینم دشمن میترسه از جسارتش از بس دلیره این پسر مَبهوته لشکر از شجاعتش از قصد میجنگه بیسپر تکبیر خیمهها بلند شده از بس دوسش داره قمر (بچهشیر مجتبی یا قاسم)...