من نمک گیر نور نجفم
حسین سیب سرخیپسندیدن24
بازدید1.5K
من نمکگیر نون نجفم مستِ مستِ بارون نجفم چشمامو میبندم، حس میکنم رو بهروی ایوون نجفم طاق عرش جنّته ایوان علی روزی میخورن همه از خان علی حتّی انبیا شدن مهمان علی و ملائکن همه دربان علی شرفم حیدره، شعفم حیدره(۲) به خدا تا نفس دارم هدفم حیدره اونی که بعد مرگ، با یه آغوش باز با یه خنده رو لب میاد طرفم حیدره حق علی مولا، علی علی مولا(۴) من طرفدار یار نجفم راه میوفته باز کار نجفم عاشق رفتن سمت حرمش از مسیر بازار نجفم زندگی قشنگه با رویای نجف آی دلم تنگه برا صحنای نجف هر کجا زمین زده این دنیا منو دستمو گرفته باز آقای نجف قمرم حیدره، گُهرم حیدره(۲) سایهی رو سر منو پسرم حیدره نسبم روشنه، علی عشق منه به همه میگم اینو پدرم حیدره حق علی مولا، علی علی مولا(۴) دست خداو نَفس پیمبر فقط علیاست شمشیر و شیر خالق اکبر فقط علیاست دست خدا که با سر انگشت خویشتن خورشید را نمود مسخر فقط علیاست بر آن دو تن که هر دو ز خیبر گریختند اعلان کنید فاتح خیبر فقط علیاست این نام را مباد به دیگر کسان دهند این حق حیدر است که حیدر فقط علیاست ای تشنگان حَشر به حق خدا قسم باور کنید ساقی کوثر فقط علیاست دیوار کعبه سینه گشود از برای او مولود بیت حضرت داور فقط علیاست حق علی مولا، علی علی مولا(۴)