من نشدم اونی که میخواستی
حنیف طاهریپسندیدن8
بازدید18.2K
من نشدم اونی که میخواستی حق داری رو بگیری از بندهت اگه یه قطره اشک تو چشمام بود نمیشدم اینجوری شرمندهت چی شد که رفتم از در خونت کم نزاشتی چیزی رو واسم گناه منو خیلی عوض کرده دیگه خودم رو هم نمیشناسم (بدم ولی حالم روضه ها عوض میکنه بدم ولی منو یه کربلا عوض میکنه)۲ الهی العفو بحق الحسین... شیرینی دنیای فانی رو با شور روضهها عوض کردم منم همون گریه کن سابق یه کاری کن دوباره بر گردم بنده خوبی نبودم واست، دنیا منو از تو جدا کرده چشم پوشی تو از گناه من، بندهتو خیلی بی حیا کرده (خدای من هرچی بگم از کرمت باز کمه بدم ولی نوکری حسین، تو پروندمه )۲ الهی العفو بحق الحسین... از دلم زنجیر عشق این و آن را باز کن من به پایان آمده کارم، خودت آغاز کن بی نیاز مطلقی اما ز باب عاشقی گفتهای من میخرم بنده برایم ناز کن هر شبم بی ذکر و یادت طی شد و اونم گذشت تو بیا و امشبم رو یک شب ممتاز کن من جوانی کردهام آخر سرم خورده به سنگ با دو دست رحمتت قدری سرم را ناز کن معجزه میخواهد آخر این دل آلودهام با ولای مرتضی در سینهام اعجاز کن یا قدیم المن و الرحمة بمولا الحسین جلوه رحمانیات را باز هم ابراز کن سینه زن گیرم که بالت را شکسته معصیت یک حسین امشب بگو تا کربلا پرواز کن فاطمه روضه گرفته، ای خدا لطفی کن و بهر یاری کردنش چشم مرا سرباز کن (سنگ هم خوردی عزیزم پیرُهن بالا نزن )۲ چاره ای بر تیر آن ملعون تیر انداز نیست دست بافم را به غارت برده اند ای بیکفن چادر من را بگیر و زود روانداز کن ز تو پوشید دائم روی سیلی خورده را مادر تو ام امشب نشان او نده زخم سر خود را