من قاسمم شیر لشگر شکارم
محسن عراقیپسندیدن28
بازدید6.2K
من قاسمم شیر لشکر شکارم با دست خالی خود ذوالفقارم کفر همه دشمنا رو در میارم اِنی اَنَا القاسم... هیچ احتیاجی به جوشن ندارم چیزی کم از کوه آهن ندارم حتی حریفی تو دشمن ندارم اِنی اَنَا القاسم باورش سخته برا عزراییل تن سرگشتهی بیسر گشته تو چیکار کردی که تو میدون میگن انگاری حسن برگشته جانم به قاسم، چقدر سرفرازه میمن به میسر توی لشکر میتازه میلرزه ازرق به خودش تا میبینه ریخته تو لشکر سر و دست و جنازه شیوهی ترفندش، ازرق و بازی داد نوجوون میدون، چقدر باهوشه به خدا ترسونده، یلهای نامی رو چون که خون حیدر... حیدر... حق علی مولا... اَبانا اَبانا، امیر توانا یه روزی میدم جون، برای تو جانا یا علی مدد... عمق شریانم، نیرو و توانم ذکر ضربانم، حیدر حیدر حیدر حیدر...