من قاسمم شیر لشکر شکارم
محسن عراقیپسندیدن7
بازدید500+
من قاسمم شیر لشکر شکارم با دست خالی خودِ ذوالفقارم کفر همه دشمنا رو درمیارم اِنّی اَنَا القاسم... هیچ احتیاجی به جوشن ندارم چیزی کم از کوه آهن ندارم حتّی حریفی تو دشمن ندارم اِنّی اَنَا القاسم... باورش سخته برا عزرائیل تن سرگشتهی بیسر گشته تو چیکار کردی که تو میدون میگن انگاری حسن برگشته! جانم به قاسم چقدَر سرفرازه مِیمَن به مِیسَر توی لشکر میتازه میلرزه ازرق به خودش تا میبینه ریخته تو لشکر سر و دست و جنازه قاسم، مدد یا قاسم...