من علیم که جهان از غضبم میترسد
سید جواد ذاکرپسندیدن20
بازدید800+
من علیم که جهان از غضبم میترسد عرش از برق سم مرکب من میلرزد چون اراده کنم این قوم دگرگون گردد عشق زهراست به قلب و دل من صد درصد من که حسرت به دل دانهی گندم کردم از غبار قدم یار تیّمم کردم ذوالفقارم به هوا چون که به رقص آوردم از دل احمد و زهرا به خدا دل بُردم چون که از بادهی عشق غم زهرا خوردم شیر گشتم ولی از داغ گلم افسردم هر دو عالَم مدد از من چو بگیرند ولی علی مدد از فاطمه بگرفته به حکم ازلی حک نمودم بر دل عبّاس نقشی نازنین خود نوشتم بر جمال ماه یا ام البنین فاطمه ذکرم به هنگام صلاة اندر شب است عرش حق مبهوت کردار دختم زینب است کتاب عشق لیلا بی بها شد چو راز عشق زینب برملا شد نهان در قلب زینب خم مستی به زینب بنده گشتن حق پرستی علی با نام او اعجاز کرده حسن با عشق او پرواز کرده جنون و عشق طفل مکتب او هماره نام حیدر بر لب او چه زن مردی و غیرت خاک پایش چه زن لیلا و اکبر سینه چاکش چه زن چون یک اشاره مینماید ز عبّاس علی دل میرباید ز لاف عشق او باید حذر کرد ز عشقش کی توان شب را سحر کرد علی اکبر به عشق او اذان گفت رقیّه عاشق زینب.... رقیّه گفتن و زینب شنیدن شنیدن کی بُوَد مانند دیدن