من درحرمت اشارهها را دیدم
علی اکبر زادفرجپسندیدن4
بازدید3.7K
من در حرمت اشارهها را دیدم مرگ همه ستارهها را دیدم از اسب همین که بر زمین افتادی وا کردن گوشوارهها را دیدم ***** از خودم بی حسین سیرم من ته گودال سر به زیرم من حق بده گوشهای بمیرم من خنجرش را نشد بگیرم من ***** دیر کردهام سرِ تو را بردند تا که انگشتر تو را بردند عاقبت شهرِ بیامان را دید سنگ و پرتابِ ناگهان را دید مجلس عیش شامیان را دید عمه جان چوب خیزران را دید این چوب بدترین حَربهست عمه یاد دوازده ضربهست