من دختر امیر بیان شیر خیبرم
مازیار طاولیپسندیدن6
بازدید9.2K
من دختر امیر بیان شیر خیبرم من زینبم من زینبم علّت برای خلقت مُلک است مادرم من زینبم من زینبم پیر طریقتم چو نبی من سخنورم من زینبم من زینبم به تیغ نطق کلامم نبرده کاری کردم میان معرکه رفتم علمداری کردم گره زدم به سرم دستمال زرد پدر را میان لشکر شیطان علیمداری کردم علمدارم من خط نگهدارم من اباالفضل در وقت پیکارم من به ابن مرجانه من خطابی کردم به او فهماندم دُخت کرّارم من من زینبم من زینبم... **** من زینبم که یک تنه تیغ غضب کشید من زینبم من زینبم کار سران شام به یاللعجب کشید من زینبم من زینبم جوری تشر زدم پسر سعد عقب کشید من زینبم من زینبم به غیر آیهی قرآن سخن ندارم من مدافع حرمم کوه اقتدارم من میان دستم اگر چه ذوالفقاری نیست به وقت خطبه و منبر چو ذوالفقارم من به منبر رفتم، جنگ کافر رفتم زنی بودم که فتح خیبر رفتم چنان لرزاندم کاخ شام و کوفه همه فهمیدن من به حیدر رفتم من زینبم من زینبم...