من بودم عزادار پای کجاوهی من انگار نه انگار
حسن عطاییپسندیدن11
بازدید700+
من بودم عزادار پای کجاوهی من انگار نه انگار رقاصهها میرقصیدن توی بازار موهاشو کشیدن آقای من رو لب تشنه سر بریدن گرگا تنش رو به خاک و خون کشیدن حسین واااای وااااای آرزومه ببینه یه مقتلی نوشته دم آخر آبت دادن من بمیرم که جلو چشای خیس زینب چقدر عذابت دادن حسین واااای وااااای