نصب اپلیکیشن نوا
تصویر علی اکبر زادفرج - من ایستاده بودم دیدم که مادرم را

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را

[ علی اکبر زادفرج ]
من ایستاده بودم دیدم که مادرم را
قاتل گهی کوچه، گاهی به خانه می‌زد

گردیده بود قنفذ هم‌دست با مغیره
او  با غلاف شمشیر، این تازیانه می‌زد

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست
پای دشمن باز شد، زهرا ز پا افتاده بود

مادر مظلومه هی می‌پیچید پشت در به خود
دخترش زینب به زیر دست و پا افتاده بود

*****

برای گریه‌کنان تا ابد همین کافیست
همین که ذره‌ای از تربت است گل ما

به زرق و برق جهان دل نبسته‌ایم دمی
خوشیم تا که همین نوکریست حاصل ما

گناه باه دل ما هرچه کرده بود گذشت
از این به بعد حسین است صاحب دل ما

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل