من ایستاده بودم دیدم که مادرم را
محسن عرب خالقیپسندیدن3
بازدید3.4K
من ایستاده بودم، دیدم که مادرم را دشمن گهی به کوچه، گاهی به خانه میزد گردیده بود قُنفُذ همدست با مُغَیره این با غلافِ شمشیر، او تازیانه میزد وا اُماه، وا اُماه ...
محسن عرب خالقیمن ایستاده بودم، دیدم که مادرم را دشمن گهی به کوچه، گاهی به خانه میزد گردیده بود قُنفُذ همدست با مُغَیره این با غلافِ شمشیر، او تازیانه میزد وا اُماه، وا اُماه ...