من اگر مرثیه خوانم
محسن عرب خالقیپسندیدن3
بازدید700+
من اگر مرثیه خوانم من اگر سینه زنم من اگر ریزه خورِ سفرهی این پنج تنم دین خود را به دو عالم نفروشم والله من مسلمان شدهی دست امام حسنم خیمه خیمه شرارهی فتنه شعله شعله دوباره میریزه ضربه ضربه به عالم ثابت کرد خون بر شمشیر همیشه پیروزه این شیر که در معرکه امروز امیر است این زادهی آزادهی یک نسل دلیر است فریاد زد و گفت به کوری سقیفه آغاز مسلمانی ما روز غدیر است ای جان حسن، جانان حسن...... سورهی قارعه تفسیر حسن را میخواست نفس معرکه تکبیر حسن را میخواست قامت فتنه به طوفان علی ویران شد ختم این قائله شمشیر حسن را میخواست حیدر حیدر فقط از مولا گفت دیدن هرچی میگه از قرآنه میگفت این بیتَبَرّی بیمعناست کفره که تو لباس ایمانه فرمان پدر تا که به تیغ پسر افتاد فتنه علمش در رگ و خون غوطهور افتاد بر صفحهی تاریخ چنین حک شد از آن روز با آل علی هر که در افتاد، وَر افتاد ای جان حسن، جانان حسن...... عَلَم فتنهی این قوم که یک پیراهن است فتنهگردان در این معرکه این دفعه زن است این پسر که همهی قائله را برهم زد نوهی ارشد پیغمبر خاتم، حسن است طوفان طوفان قدم برمیداره وقفه وقفه نداره میجنگه اَبناء هندِ ملعون حیرون حمزه حمزه دوباره میجنگه میگفت که آن نور خدا ما همه هستیم ما سلسله بر نسل ستم خاتمه هستیم این حرف تمامی أئمهست که هر روز ما منتظر مُنتَقِم فاطمه هستیم ای جان حسن، جانان حسن......