من اومدم تا كه نگن بي لشگری
حسن حسینخانیپسندیدن2
بازدید1.7K
من اومدم تا كه نگن بي لشگری باشم پيشت تو اين دماي آخري تا دربيارم توي اين سرها سري من رو خيمه برنگردوني 2 پاشو بريم دل ديگه طاقت نداره عمه رو زخمات كمي مرهم بذاره پاشو تا دشمن ديگه زخمي نكاره من رو خيمه برنگردوني 2 انگار عمو شدي مثه يه قرص ماه تو گودال ميخوام عمو سپر بشم بدم برات پروبال خون پاشيده، بر روي پلكات، چشماتو واكن، اي عموجونم 2 از چي جسم، تو بهم ريخته، ميزنم رو سر، مات و حيرونم من رو خيمه برنگردوني 2 *** عمو تنت پر شده از جاي لگد از دور ديدم هر كسي كه ميرسيد ميزد اين چه بلائي بود كه به سرت اومد من رو خيمه برنگردوني 2 چقدر خراش افتاده زيرحنجرت سوراخ سوراخ شده تموم پيكرت من دست ميدم فقط به عشق مادرت من رو خيمه برنگردوني 2 با گريه هام ميشورم اين خونارو رو چشمات يه بار ديگه منو بگير تو بغلت با دستات بايد پاشي، هرجوري كه هست، تا بريم خيمه، عمه بي تابه پاشو بگو، كو عمو عباس، خيمه آتيشه خيمه بي آبه من رو خيمه برنگردوني 2 ***