مَنِ الَذّی أیتَمَنی بابا بابا؟
پیام کیانیپسندیدن17
بازدید1000+
(مَنِ الَذّی أیتَمَنی بابا بابا؟)۲ خواب میدیدم که اومدی کنار من، چه خواب خوبی رو شونهی عموم بودم دوباره من، چه خواب خوبی خوب شده بود این زخمای گریهدار من، چه خواب خوبی (ولی اینا همش یه خوابه من میمیرم توی خوابه، دور گلوم جای طنابه)۲ دخترای شام وقتی لکنت میگیرم بهم میخندن وقتی شبیه پیرزنها راه میرم بهم میخندن شبا که از شدّت سردرد میمیرم بهم میخندن بذار بخندن عیب نداره ولی سنان دیگه دوباره، بگو ادام و درنیاره بزم شراب میدونی چی گذشت به ما؟ چشم تو روشن من و کشوندن توو بازار بردهها، چشم تو روشن کِل میکشیدن رقّاصهها دور من، چشم تو روشن نذار عمو بشه خبردار که بردنم منو تو بازار بزم شراب زبونم انگار، میگیره از ترس نباشی وضع ما همینه یزید الهی خیر نبینه یه حرفی زد داره سکینه، میمیره از ترس دارم میترسم، میون این همه نامحرم میترسم اینا مستن همشون با هم میترسم داره گریه میکنه عمهام میترسم (مَنِ الَذّی أیتَمَنی بابا بابا؟)۴ ***** دستا بزرگ، مردا بزرگ صورت من کوچیکتره ***** میون شعلهها، آه یکی صدا میزد: آه، عمو سوختم عمو نداره رنگ و رو نداره زدن توو صورتش چشاش دیگه سو نداره برا گفتن عمو دیگه توون نداره بابا سوختم کسی آب نریخت رو سرم معجرم و با زحمت گرفتم یجوری سیلی زد بهم لکنت گرفتم چشمت و دور دید این زجر نامرد حتّی عروسکام و با پا زد و له کرد ***** رو دامنم بخواب دلم پر از غمه کجا بودی مگه؟ موهات چرا کمه؟ سوخته موهات بابا، شبیه دخترت خمیده راه میرم، شبیه مادرت سوخته رسیدی گمونم صدای گریهام و شنیدی بابا نبودی زجر شکسته پهلوم و توو دست دخترش دیدم النگوم و کاش میگفتی قبلش، گوشواره میانداختم راستش اون اوّل که دیدمت نشناختم حالم خرابه، روی دست لاغرم جای طنابه مگه جای ما توی بزم شرابه؟