من الذی ایتمنی بابا بابا
پیام کیانیپسندیدن48
بازدید1.8K
مَنِ الذی اَیتَمَنی بابا، بابا ... خواب میدیدم که اومدی کنار من، چه خواب خوبی رُو شونهی عموم شدم دوباره من، چه خواب خوبی خوب شده این زخمای گریهدار من، چه خواب خوبی ولی اینا همهش یه خوابه من میمیرم توی خرابه دور گلوم رد طنابه فکرم تُو مجلس شرابه نبودی و رنگ من پریدو دنبال من یکی دویدو گوشوارهی منو کشیدو بابا میترسم وحشیان آدمای اینجا، میترسم شبا از تاریکیِ صحرا میترسم دیگه من رو نذاری تنها، میترسم مَنِ الذی اَیتَمَنی بابا، بابا ... دخترای شام وقتی لکنت میگیرم، بهم میخندن وقتی شبیه پیرِزنها راه میرم، بهم میخندن شبا که از شدت سردرد میمیرم، بهم میخندن بذار بخندن، عیب نداره اما سنان دیگه دوباره بگو اَدامو درنیاره تُو اون شلوغیها نبودی شد بدنم پُر از کبودی موهامو یکزن یهودی میکشید چون عمو نبودی از شام میترسم بیشتر از سیلیِ من از دشنام میترسم وسط نامحرما تنهام، میترسم وقتی زجر میاد جلو چشام میترسم مَنِ الذی اَیتَمَنی بابا، بابا ... بزم شراب میدونی چی گذشت به ما، چشم تو روشن منو کشوندن تُو بازار بردهها، چشم تو روشن کِل میکشن رقاصهها دورم بابا، چشم تو روشن نباشی وضع ما همینه یزید الهی خیر نبینه یهحرفی زد، داره سکینه میمیره از ترس نمیبینه دارم میترسم میون این همه نامحرم میترسم اینا بستن همهشون با هم، میترسم * * * * بابا زدنم، هر جا زدنم ببین که صورتم کبوده اینجا زدنم، اونجا زدنم ببین که صورتم کبوده به قصد کشت زد سیلی و مشت زد داشتم راه میرفتم که با پا از پشت زد راستی بابا مریض یعنی چی؟ حرفای تند و تیز یعنی چی؟ همهش سهسالهمه نمیدونم میشه بگی کنیز یعنی چی؟ شنیدی دختری بگی موهام درد میکنه؟ دیدی سهسالهای رو که بگه پاهام درد میکنه غریبه نیستی بابا، همهجام درد میکنه لکنت زبونمو دید بهم میگفت حالا بگو بابا، بابا، میخندید خواب از چشام گرفت، خودش راحت گرفت و خوابید