من از روز ازل قمر پرستم
امیر برومندپسندیدن5
بازدید1.5K
من از روز ازل، قمر پرستم ساقی، می و پیاله داده دستم جنون به کار و بار من فتاده پردهی دیوانگی را گسستم منم یه نوکر آس و پاس به لطف آقام شدم الماس پادشاه هر دو جهانم تا وقتی هستم عبد عباس جانم و جانانم، امیر و سلطانم میارزه با عشقِ، اباالفضل ایمانم عباس دلدارم، افضل الذکارم کرده با یه نیمه، نگاهش شکارم قمر فقط قمرالعشیره شاه جنم حضرت امیره... دیوونگیه عزت و کمالم آکنده از شماتت و ملالم بیخیال طعنههای عاقلان که عشق ابالفضله جاه و جلالم رِند و غلندر و مجنونم دُری کش مِی و پیمونم بدونید ای اهل زمونه وقف عباسه سر و جونم منشأ شورمه، امپراطورمه تو تاریکیه قبر، مشعله شورمه زیبا نگارمه، دار و ندارمه توی بیکسیام، یار و غمخوارمه (شهرهی عالینه جود و لطفش میبخشه به گدا، بیشتر از لطفش)۲ خدای احسان و زیبایی عباس یوسف مصریه اسیر زلفش قرص قمر، ابروکمنده محجبین و گیسو بلنده طعم لب لعل اباالفضل شیرینتر از نبات و قنده ماه درخشنده، رازق و بخشنده سایهی کرم و، بر سرم افکنده هر جا قلم گیر کرد، یا که شدم دلسرد یک صد و سی و سه دفعه قمر به لب ابالفضل فرماندهی کل قوا اباالفضل سرلشکر خون خدا اباالفضل کاشف الکرب عن وجه حسین و سردار و میر و مقتدا اباالفضل وقتی که، چشماش میره به غضب از ترسش، یک لشکر میره عقب میزند نعره، میخونه رجز انا بن الحیدر، قتالُ العرب میترسه، از تیر خشمش عدو میریزه، سر زیر پاهای او بازوهاش، قدرتمندتر میشه تا از خمیه، رقیه میگه عمو