من از بس غصه دارم که نمیشه انتخابش کرد
امیر طلاجورانپسندیدن13
بازدید9.4K
من از بس غصه دارم که نمیشه انتخابش کرد کدومش رو بگم آخه باید صدتا کتابش کرد به خاکِ داغِ صحرا با، سرانگشت پر از زخمم نوشتم اسمتو امّا، سَنان با پا خرابش کرد اگه چشمام نمیبینه، دلیلش دستای زجره یهدونه سیلی زد امّا، باید صدتا حسابش کرد گذشت آب از سرم اما یکی کاش یادشون میداد نباید دختر شاه و به جز خانوم خطابش کرد ***** نبین توی خرابههام، آسمونا جای منه من دخترِ شاهم و دنیا واسه بابای منه نبین الان گرسنمه عالَم روزیخورمه دختر شامی من مَلَک مراقب چادرمه دختر شامی نبین حالا تمامش سوخته تو کجا بودی ببینی تا کمر مو داشتم فخر نفروش و کنارم آستین بالا نزن روزگاری مثل تو من هم النگو داشتم