من از اون بچگی دَم به دَم میگم حسن
حسن عطاییپسندیدن29
بازدید1000+
من از اون بچگی دَم به دَم میگم حسن هم توی شادیا هم تو غم میگم حسن انقده کَرم تو زندگیم دیدم ازش که از این به بعد جای کَرم، میگم حسن تو اوج سادگی تو چه نامی شدی الگوی خُلقِ هر بامَرامی شدی من مهربونتر از تو ندیدم آقا وقتی که مهمون یه جذامی شدی حسن، حسن، حسن وجود عالمِ امکان به خاطر حسن است خوشا به حال هر آن کس که ذاکر حسن است تمام خَلق شبِ جمعه کربلا هستند ولی حسین شبِ جمعه زائر حسن است حسن، حسن... **** گرچه سر به زیر و بیصدا میاد حسن میشه طوفان به پا هر کجا میاد حسن هر زمان که کار معرکه بالا میره میخوابه تموم فتنه تا میاد حسن وقتی که به سپاه جمل میزنه گور تموم فتنهها رو میکَنه از بس که ضربههاش شبیه باباشه دشمن نمیدونه علی یا حسنه! حسن، حسن، حسن همین که از تب جنگاوری سخن شده است میان معرکهها صحبت حسن شده لست مگر به خواب ببیند شترسوار جمل کسی حریف تو در جنگ تنبهتن شده است حسن، حسن...