من آن شمعم که آتش بسکه آبم کرد
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید2.1K
من آن شمعم که آتش بس که آبم کرده، خاموشم همه کردند غیر از چند پروانه، فراموشم اگر بیمار شد کس، گل برایش میبرند و من به جای دسته گل، باشد سر بابا در آغوشم پس از قتل تو، از لب تشنه آب آزاد شد بر ما شرار آتش است این آب بر کامم: نمینوشم تو را در بوریا پوشند و جسم من کفن گردد به جان مادرت هرگز کفن بر تن نمیپوشم