منی که فکر نگاه تورا به سر دارم
سیدرضا نریمانیپسندیدن9
بازدید600+
منی که فکر نگاهِ تو را به سر دارم دلیل خندهی مردم میان بازارم بیا و متهمم کن به هر چه میخواهی شبیه یوسف مصری ولی نگه دارم تو در کویرِ دلم هم گلی ،گل نرگس منم که بین گلستان نشستم و خارم مرا اگر که شماتت کنی نمیرنجم چرا که هرچه بگویی به آن سزاوارم به قدرِ یک قدم از من ندیدهای خیری ولی به قدرِ توانم تو را میآزارم همیشه آبرویم را خودت خریداری چرا که با خبری از تمام اَسرارم تبِ فراقِ تو من را ز پا درآورده بیا عیادت من که عجیب بیمارم نجف نرفته چه میداند از غمِ دوری دوباره کاش بیایم به پیش دلدارم به روزِ حشر که هرکس به خویش مشغول است کسی شبیه علی نیست در پِیِ کارم محبّت علی و فاطمه مرا کافیست که با محبّت این دو مصونِ از نارم دلم هوای علمدار را به سر دارد مرا بِبَر به حرم به عموت بسپارم شباهتی که ندارم به تو ولی آقا منم شبیه تو این چند روز عزادارم میان آتش دشمن تو را صدایت زد که ای عزیزِ دلم بین درب و دیوارم برس که خانهی بختم شده است مقتل من بیا که با تن زخمی اسیر مسمارم ***** برات از خونه ای میگم که مثلش توی عالم نیست یه خونه که تو اون چیزی به جز عشق دمادم نیست یه خونه که در و دیوار اون بوی خدا میده یه خونه که پر از نور و پر از ایمان و امیده تو این خونه فرشتهها میارن حاجتاشونو که میندازن به سمت این خونه سجادههاشونو پناهِ بیپناهای همه عالم همین خونهست که زهرا خانمِ خونه، که حیدر مرد این خونهست بیاید امشب دلامونو به این خونه بدیم با هم بیاید امشب یه سر مهمونِ این خونه بشیم ما هم یه لحظه صبر کن انگار یه عده مردم آزارن اینا کیان تو این کوچه با این خونه چیکار دارن بوی آتیش میاد از کوچه یا من اشتباه میگم شاید که اشتباهی اومدم یه کوچهی دیگم چقد رفت آمده اینجا، چقد هیزم می بینم من شاید یه اتفاقی افتاده که نشنیدم حتما یه لحظه ساکت! انگاری صدا خیلی برام آشناست شما هم میشنوید یا نه صدای گریهی زهراست