من که تموم عمرمو پشت سر تو اومدم
وحید شکریپسندیدن9
بازدید500+
من که تموم عمرمو پشت سر تو اومدم این سفر آخرو هم تو لشکر تو اومدم تو این وداعِ آخری با دختر تو اومدم پشت سر تو اومدم، پشت سر تو اومدم پشت سرت میام با اشک و سوز و آه تا لحظهی آخرِ تو میون قتلگاه پشت سرت میام تو اوج اضطراب حتی اگه بسته باشن دستامو با طناب پشت سرت میام تو کوچههای شام تو ازدحام یا که به جبر، تو مجلس حرام رها نمیکنم تو رو تا لحظههای آخرت تا لحظهای که خنجرو میکوبه روی حنجرت فقط بهم نگو برو تو رو به جون مادرت با تو چهکار میکنند مگه شکار میکنند به رسم جاهلی از این گناه سرخوشاند به قتلِ صبر میکُشند، شهیدِ چند قاتلی؟ مظلوم، عطشان، مسموم، عریان...