منو تنهایی و غربت
مسعود پیرایشپسندیدن8
بازدید2.6K
(من و تنهایی و غربت، منو روز خوش ندیدن منو دردی که دوایی، نداره جز پر کشیدن)۲ خدایا یه روز خوش ندیدم، خدایا همش طعنه شنیدم خدایا مصیبتها کشیدم، خدایا همش طعنه شنیدم مگه اون روز تلخ میره از یاد، یه نامرد بست رامونو با فریاد رو پام ایستادم اما چه فایده، مادر افتاد غریبم، غریب مادرم... رو قلبم زخمای کاری، گذاشتن اهل مدینه کشیدن سجادمو از زیر پام با بغض و کینه تا دیدن منم بی یار و یاور، شکستن غرورم رو رو منبر شکستن دلم رو مثل مادر، شکستن دلم رو مثل مادر نشست غنفض تو راهم مکرر، معاویه پیشم رفت به منبر دلم رو خون کردن دائماً با ، سب حیدر