منو با حال خراب میکشی
امیر طلاجورانپسندیدن3
بازدید400+
من و با حال خراب میکشی من و با زلف خضاب میکشی با دو تا چشم و با دوتا ابروهات من و با حساب کتاب میکشی حسین (میکشی مرا)۵ کجا جز آغوش حسین گریه کنم؟ کجا برم پناه بیارم؟ من از دار دنیا به جز اشک چشمام با عشق تو چیزی ندارم آشیونهام دم باب القبله سرگردونم دم باب القبله مُردم از قبر من و بیار بیرون برگردونم دم باب القبله (حسین یا اباعبدالله، حسین یا اباعبدالله)۲ من و ای شاه عرب میکشی من و توی دل شب میکشی واجباتم شده گریه برات من و با این مستحب میکشی حسین (میکشی مرا)۵ پناه ما در این شلوغی دنیا تویی فقط عزیز زهرا تویی تنها یار کسی که این روزا شده غریب و زار و تنها ای با غریبههای جهان آشنا حسین ای عهدهدار مردم بی دست و پا حسین مهمونم کرد دم باب القبله مجنونم کرد دم باب القبله عاقل بودم همون سفر اوّل دیوونهام کرد دم باب القبله