منم یادگار غروبی پر از درد
مسعود پیرایشپسندیدن26
بازدید8.7K
منم یادگار غروبی پر از درد یه خواهر که بالای تل ناله میزد شدم روضه خون تو نفسهای آخر غریبی جدم به یاد من اومد منمو یه دنیا حسرت دیدم که حرم شد غارت هنوز به یادم هست خندهی قاتل منی که دیدم با چشمام شلوغی بازار شام چه طوری حالا آروم بگیره دل منم شاهد ماجرا تو اون غروب پر بلا که رفت سرا رو نیزهها (حسین غریب فاطمه)