منم که بین طوطیان گرم ترانهی توام
حاج علی کرمیپسندیدن6
بازدید400+
منم که بین طوطیان گرم ترانهی توام به انتظار گندمی در آستانهی توام اگر پرم ز کوی تو بگو پرم کجا رضا؟ امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم کبوترانه در این آستانه پر بزنم سجده به خاک او عمل واجب من است ایرانی ام امام رضا صاحب ... صفای تربیت باغبان حرامم باد که در مجاورت گل دم از سفر بزنم من آشنای همین درگهم خدا نکند که رو به غیر کنم یا در دگر بزنم به نا امیدی از این در نمیروم هرگز اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم شب به شب در میزنم چون در زدن مال من است دست سائلها فقط تا حلقهی در میرسد ای که دستت میرسد کاری کنی، کاری بکن عمر دارد میرود دارد اجل سر میرسد پا برهنه میدوید و می دوید و میدوید زود تر از شمر آیا به برادر میرسد هر آنچه ناله زدم من نبر رسیدم من به خنده داد جوابم دگر بُریدم من داشت با چشمان خود میگفت زینب جان نیا گوشهی ابروی او را چکمهی قاتل شکست طعنه زد کو ساقی کوثر کمی آبت دهد شمر روی سینه اش هر قدر میشد دل شکست خیلی جسارت شمر بر اربابمان کرد با چکمه پشتش را به سمت آسمان کرد با تیزی چکمه به اطراف تنش زد بالای ده ضربه فقط.... میان التماس من تو را هر کس که آمد زد زیر و روت کردن، هی پنجه توی موت کردن تا که آب خواستی سر نیزه توو گلوت کردن دلمو خون کرد شمر موهاتو پریشون کرد با لگد داداش از گودال منو بیرون کرد دم مغرب بود، انگار ذبح تو واجب بود پیرهن بردن، اوضاعت نامناسب بود چقدر میروند و میآیند، فرصت زخم بستن من نیست آمدم درد و دل کنم با تو جا برای نشستن من نیست جان من پیش من در این گودال اینقدر دست و پا نزن دیگر دست و پا میزنی بزن امّا مادرم را صدا نزن دیگر کاش جای دوازده ضربه به همان نحر اکتفا میشد کاش قبل از رسیدن زینب شمر از روی سینه پا میشد کشتنش قیل و قال که نداشت به خدا بی سر و صدا میشد مثل دل کردن حرم از او سر مگر از تنش جدا میشد آیهی محکم خدا آنجا زیر خنجر هجا هجا میشد اوّلین ضربه، دوّمین ضربه وضع حنجر وخیم تر میشد سومین ضربه، چارمین ضربه مادرش داشت بی پسر میشد وای از ضربهی دوازدهم ضربه ای سنان پسند تر است شمر با دستهای لرزان گفت چه کسی نیزه اش بلند تر است