منم اِبن الرضا غریب سامرا
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن35
بازدید5.7K
منم اِبن الرضا غریب سامرا من و بزم شراب ای وای سامرا نیمه شب بود رو لبای منه دل خون امون از دل زینب بود زینب و بزم حرامی زینب و سنگای شامی زینب و داغ حسین و غم خمیده زینب و تشت طلا و سر بریده منم اِبن الرضا غریب سامرا **** شبونه تو خونه ریختند که دل من مضطر سوخت دل من برا زهرا و غم و غصّه حیدر سوخت خونهای که شعلهور شد مادری که بیپسر شد مادر و روز کبود و قد کمونی مادر و سینه زخمی چادر خونی منم اِبن الرضا غریب سامرا **** من و دشمن سوزوند پی مرکب کشوند کی میدونه تو این غربت چی به روز من آوردن مثه عمّه مظلومم تو خرابه من و بردن دختری یتیم و خسته در خرابه دلشکسته درطبق دیده سری رو بریده حنجر دم گرفته یا حسین ای غریب مادر